شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۰۲۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سه نقطه یک الف همی نگرم الفی در حروف میشمرم در همه حرفها یکی بینم نقطه اول است در نظرم هفت هیکل به ذوق میخوانم آری میراث مانده از پدرم این کتابخانه را بخواهم شست وز سر کاینات در گذرم خبر از حال خود همی دارم تا نگوئی توام که بیخبرم روز و شب با وجود در دورم کی شود آخر این چنین سفرم بنده سیدم که عمرش باد لاجرم پادشاه بحر و برم