شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۱۳۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
درد دل بردیم و درمان یافتیم سوز جان دیدیم و جانان یافتیم جان ما تا مبتلای عشق شد از بلایش راحت جان یافتیم دلبر خود در دل خود دیدهایم گنج او در کنج ویران یافتیم مدتی بودیم با ساقی حریف عاشقانه میفراوان یافتیم یوسف مصری که صد مصرش بهاست ناگهان در ملک کنعان یافتیم نعمت الله در خرابات مغان میر سرمستان و رندان یافتیم