شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۱۷۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
این عنایت بین که ما درباره جان کردهایم جان سرمست خوشی ایثار جانان کردهایم بندهایم و بنده فرمانیم و فرمان میبریم هرچه ما کردیم در عالم به فرمان کردهایم حضرتش سلطان و ما از جان غلام خدمتش مخلصانه تخت دل تسلیم سلطان کردهایم درخرابات مغان بزم خوشی بنهادهایم خان ومان زاهدی را نیک ویران کردهایم جام درد درد دل چون صاف درمان خوردهایم دردمندان را به درد درد درمان کردهایم خوش در میخانه مستانهای بگشودهایم نعمت الله را سبیل راه رندان کردهایم