شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۲۰۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ظاهرا جسم و باطنا جانیم آخرا این و اولا آنیم سخن غیر او مگو با ما زان که ما غیر او نمیدانیم وحده لاشریک له گوئیم مومن و صادق و مسلمانیم اسم اعظم که جامع اسماست حافظانه به ذوق میخوانیم عشق و معشوق و عاشق خویشیم دل و دلدار و جان و جانانیم کنج دل گنجخانه عشق است نقد این گنج و کنج ویرانیم بنده سید خراباتیم ساقی مست بزم رندانیم