شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۲۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آئینه ذات عین ذات است ذات است که مجمع صفات است بیجود وجود حضرت او عالم به تمام فانیات است مینوش مدام دردی درد کاین دردی درد دل دوات است میخانه ما است در خرابات و این خانه ورای شش جهات است سیراب شدند خلق عالم آری همه چیز ذوحیات است گر کشته شوی به تیغ عشقش آن حی قدیم خونبهات است سید به حضور نعمتالله دایم به وضو و در صلات است