شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۳۱۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جو چه میخواهی بیا دریا بجو عاشقی دریا دلی اینجا بجو یک دمی با ما در این دریا در آ آبروی ما درین دریا بجو هر که بینی دست او را بوسه ده سر به پایش نه از او او را بجو عشق را جائی معین هست نیست جای آن بیجای ما هر جا بجو دست بگشا دامن خود را بگیر حضرت یکتای بیهمتا بجو نقطهای در دایره پنهان شده آشکارا گفتمت پیدا بجو نعمت الله را به چشم ما ببین نور او در دیده بینا بجو