شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۳۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در کوی خرابات کسی را که مقام است در دنیی و در آخرتش جاه تمام است ما توبه شکستیم و در این قول درستیم با ساغر میعهد که بستیم مدام است زان مجلس ما بزم ملوکانه عشق است ساقی قدیم ماست و شرابی به قوام است مینوش که در مذهب ما پاک و حلال است کاین مینه شرابیست که گویند حرام است گنجینه ما مخزن اسرار الهی است هر گنج در این کنج که یابی به نظام است در دور بگردید و نمائید به یاران رندی که بود چون من سر مست کدام است بشنو سخن سید رندان خرابات کامروز در این دور خداوند کلام است