شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۳۷۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عارفانه بیا و خوش میگو وحده لا اله الا هو ذکر مستانه میکنم شب و روز تو ز من بشنوی و من از او همه عشق است و ما در او غرقیم عین ما را به عین ما میجو باش با عاشقان او یک روی خوش بگو لا اله الا هو در دو آئینه رو نمود یکی آن یکی باشد و نماید دو غیر او نیست در وجودای دوست ور تو گوئی که هست غیری کو این چنین گفتههای مستانه بشنو از من که گفتهام نیکو خرقه پاک اگر هوس داری جامه خود تو از خودی میشو نعمت الله یکی است در عالم فارغ است از خیال عقل دو رو