شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۵۱۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جان و جانان توئی چه پنداری باش یکتا دوئی چه پنداری از حدوث قدم چه میگوئی کهنه و نو، نوی چه پنداری گفتمت عاشقانه می، مینوش قول ما نشنوی چه پنداری راه میخانه را غلط کردی به خطا میروی چه پنداری ما چنین مست و تو چنان مخمور تو چو ما کی شوی چه پنداری یار در خانه و تو سرگشته در به در میروی چه پنداری میو جامی و سید و بنده نعمت الله توئی چه پنداری