شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۵۳۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تا به کی گرد این جهان گردی گرد این خانه جهان گردی مدتی این چنین به سر بردی وقت آن است کان چنان گردی گنج و گنجینه خوشی یابی گرچو ما گرد این و آن گردی در خرابات گرد میگردیم خوش بود گر تو هم روان گردی گر نصیبی ز ذوق ما یابی مونس جان عاشقان گردی نظری گر کنی به دیده ما واقف از بحر بیکران گردی نعمت الله را اگر یابی فارغ از نعمت جهان گردی