شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۸۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صورتی آراستی معنی کجاست کی خدا یابی چه رویت با ریاست ظاهر و باطن به همدیگر نکوست هر که دارد هر دو با ما آشناست گرچه تمر و جو ز هر یک تیرگیست بهتر از این هر دو آن انجیر ماست مجلس عشقست و ما مست و خراب این چنین بزم خوشی دیگر کجاست بحر عشقش را کرانی هست نیست ابتدا نبود ورا بیانتهاست آفتابست او و عالم سایه بان عالمی در سایه بان پادشاست هر که چون ما بنده سید بود هم چو بنده سید هر دو سراست