شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۳۱۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عشق جانان حیات جان من است حاصل عمر جاودان من است معنی چار حرف و هفت هیکل جمع و تفصیل آن بیان من است نقد گنجینه حدوث و قدم گوهر بحر بیکران من است عین آب حیات دانی چیست آب سرچشمه روان من است در خرابات پیر میخانه طالب رند نوجوان من است نام بگذار و از نشان بگذر بینشان شو که آن نشان من است نعمت اوست هر چه موجود است نعمه الله من از آن من است