شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۴۵۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نعمت الله مظهر ذات و صفات گه صفاتش مینماید گاه ذات عارفی چون او در این عالم که دید جمع کرده ممکنات و واجبات او به او باقی و ما باقی به او عمر جاوید است او را این حیات او یک است و گر یکی گوید که دو تو یکی میگو مگو آن ترهات درد دردش دردمندانه بنوش زانکه درد او تو را باشد دوات میکنم علم معانی را عمل کی پرستم صورت لات و منات سالها باید که تا پیدا شود همچو سید سیدی در کاینات