شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۴۶۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در دلم غیر او نمیگنجد بد چه شد نکو نمیگنجد در مقامی که آن یگانه ماست دو چه گوئی که دو نمیگنجد خم بیاور ز ما دمی میبر میما در سبو نمیگنجد نقل رامان و عقل را بگذار زانکه این گفت و گو نمیگنجد در دو عالم به جز یکی نبود رشته یک تو دو تو نمیگنجد چون به غیر از یکی نمییابم در دلم جستوجو نمیگنجد دردمندیم و درد مینوشیم خم چه شد با شد سبو نمیگنجد