شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۴۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جام گیتی نماست این دل ما خلوت کبریاست این دل ما در دل ما جز او نمیگنجد روز و شب با خداست این دل ما کنج دل گنجخانه شاه است مخزن پادشاست این دل ما ما و دل هر دو خواجه تاشانیم یار همدرد ماست این دل ما دردمندیم و درد مینوشیم درد دردش دواست این دل ما در خرابات عشق دل گم شد تو چه دانی کجاست این دل ما نعمت الله از دل ما جو که بدو آشناست این دل ما