شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۵۳۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نعمت الله خدا به ما بخشید این چنین نعمتی خدا بخشید میخمخانه حدوث و قدم به من رند بینوا بخشید سلطنت بین که حضرت سلطان پادشاهی به این گدا بخشید دردی درد دل بسی خوردیم عاقبت درد را دوا بخشید بخشش اوست هرچه ما داریم هر چه داریم او به ما بخشید چشم ما شد به نور او روشن لاجرم او به ما لقا بخشید ما چو فانی شدیم در ره عشق جاودان او به ما لقا بخشید