شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۵۷۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر که او را به نور او بیند هر چه بیند همه نکو بیند آنکه با ما نشست در دریا عین ما دید و سو به سو بیند روی غیری ندیده دیده ما غیر چون نیست دیده چو بیند هر که در آینه کند نظری جان و جانانه روبرو بیند چشم باریک بین سید ما رشته یک توست کی دو تو بیند