شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۷۴۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عارفانی که ما به ما جویند گاه در بحر و گاه در جویند دیده روشن خوشی دارند در همه حال ناظر اویند نور او را به نور میبینند وحده لاشریک له گویند بنده حضرت خداوندند لاجرم بندگان نیکویند نقش غیری خیال کی بندند غیر چون نیست غیر چون جویند آینه کو هزار مینگرند همچو ما با هزار یک رویند بنده سید خراباتند بندگان تمام آن جویند