شاهد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(هِ) [ ع. ] ۱- (اِفا.) گواه، گواهی دهنده. ۲- (اِ.) مثال. ۳- خوبروی. ج. شهود.مترادفها و واژههای مرتبطمثال، نمودار، نموده، نمونهغلام، محبوب، معشوق، مغبچهتماشاچی، حاضر، حی، گواه، ناظرواژه قبلی: شاهجانیواژه بعدی: شاهدانه