واژه جو

شاهروی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شاهروی . (ص مرکب ) شاه سیما. شاه شکل . شبیه به شاه . زیباروی . که رویی چون شاه دارد. شکوهمند : بپرسید و گفتش چه مردی بگوی که هم شاه شاخی و هم شاهروی . فردوسی . چه مردی بدو گفت با من بگوی که هم شاهخوئی و هم شاهروی . فردوسی .

معنی شاهروی | واژه جو