شاهسفرغم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاهسفرغم . [ هَِ ف َ غ َ ] (اِ مرکب ) به معنی شاه سپرغم و شاه اسپرغم است . گاه بضرورت شعری به فتح راء و سکون غین به تلفظ آید : تا دهد باغ و راغ را هر سال به ربیع و خریف زینت حور زلف شاهِسْفَرَغْم و روی سمن چشم بادام و دیده ٔ انگور. مسعودسعد. و رجوع به شاه اسپرغم شود.