شاهلوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاهلوک . (اِ مرکب ) شاه لوج . (دزی ج ١ ص ٧١٧). آلوی سفید. (از مفردات ابن بیطار ص ٥٠).نوعی از آلوی بزرگ و زرد. (ناظم الاطباء). بعضی گویند نوع بد از آلو است . (یادداشت مؤلف ) : و آن که او را پوست نیست و میان آن بیرون باید انداختن چون زردآلو و ... و شاه لوک . (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).