شاکمند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) (اِ.) نمدی که از پشم گوسفند یا کرک بز سازند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) (اِ.) نمدی که از پشم گوسفند یا کرک بز سازند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاکمند. [ م َ ] (اِ) نمد باشد و آن چیزی است که از پشم گوسفند مالند و بعضی گویند آنرا که از پشم گوسفند و موی بز سیاه درهم آمیزند و بمالند شاکمند خوانند. (برهان قاطع). نمدی که از پشم سازندش . (شرفنامه ٔ منیری ) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ نظام ) (فرهنگ رشیدی ) : بدستش ز خام گوزنان کمند ببر درفکنده یکی شاکمند. لبیبی . ◄ آن است که یکی را در عوض دیگری بگیرند و طلب حق خود نمایند و آن را «نوا» نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ). رجوع به نوا شود.