شاگار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاگار. (اِخ ) قصبه ای است در میان شهر بسطام و دامغان که مخصوصاً برای شاه در آنجا زراعت میکرده اند ومعنی آن کشت شاه بوده و از شاهد صادق نقل شده . (آنندراج ). اما ظاهراً شاگار مبدل و مخفف شاه کار باشد.
شاگار. (اِ مرکب ) بمعنی کاری که بحکم شاه باشد و مزد ندهند و شایگان نیز گویند چه در اصل شاهگان بوده و آن را بیگار یعنی کار بی مزد گویند. (از آنندراج ) : گناهی ندارم بهانه نهی چو شاگرد شاگار چندم دهی . فردوسی . اما همچنانکه از شرح لغت نیز برمی آید اصل کلمه شاکاراست نه شاگار.