شایم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شایم .[ ی ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از «ش ی م » شائم . دورنگرنده به برق و مانند آن . (حاشیه ٔ تاریخ بیهق چ بهمنیار ص ١) : و شایم بوارق لطایف او از ظلال نیل آمال محروم نگردد. (تاریخ بیهق ص ١). رجوع به شائم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شایم .[ ی ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از «ش ی م » شائم . دورنگرنده به برق و مانند آن . (حاشیه ٔ تاریخ بیهق چ بهمنیار ص ١) : و شایم بوارق لطایف او از ظلال نیل آمال محروم نگردد. (تاریخ بیهق ص ١). رجوع به شائم شود.