شایک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شایک . [ ی ِ ] (ع ص ) مأخوذ از شائک تازی . درخت و گیاه خاردار. (از شمس اللغات ) (ناظم الاطباء). ◄ تمام سلاح . (دهار). زیناوند. مرد قوی سلاح و با سلاح تیز. (از ناظم الاطباء) (از شمس اللغات ). رجوع به شائک و شاک السلاح شود.
شایک . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند. دارای ١٠٧ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات و شلغم است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).