شب تاب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص فا.) ۱- آن چه که در شب بدرخشد. ۲- شب چراغ. ۳- ماه، قمر. ۴- کرم شب تاب.واژه قبلی: شب بوواژه بعدی: شب تاز