شب خانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شب خانه . [ ش َ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان حسن آباد بخش کلیبر شهرستان اهر. ١٧٦ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات ومیوه ٔ جنگل است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
شب خانه . [ ش َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) خانه ٔ شب . شبستان که حرم سرای پادشاهان باشد. (از برهان ). مرادف شبستان . (آنندراج ). شبستان وحرم سرای پادشاهان . (ناظم الاطباء). ◄ خانه ای که شبها درویشان در آن به سر برند. (ناظم الاطباء) (از برهان ). خانه ای را گویند که برای نزول غربا و فقرا در شب مقرر کرده باشند. (آنندراج ) : بنا کرد و نان داد و لشکر نواخت شب ازبهر درویش شبخانه ساخت . سعدی . ◄ خلوتگاهی که شبها در آن عبادت کنند. (ناظم الاطباء).