شب زنده دار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. زِ دِ) (ص فا.) آن که شب را بیدار ماند. (به جهت عبادت، عشق، دزدی).مترادفها و واژههای مرتبطشبباز، قائماللیل، متهجد، مساهرواژه قبلی: شب رنگواژه بعدی: شب غریب