شب ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شب ساختن . [ ش َ ت َ ] (مص مرکب ) صحبت در شب . (فرهنگ نظام ). صحبت داشتن با کسی در شب . (بهار عجم ) : سواد شب خون چو از تاختن برآسود آمد به شب ساختن . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شب ساختن . [ ش َ ت َ ] (مص مرکب ) صحبت در شب . (فرهنگ نظام ). صحبت داشتن با کسی در شب . (بهار عجم ) : سواد شب خون چو از تاختن برآسود آمد به شب ساختن . نظامی .