شب غریب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شب غریب . [ ش َ غ َ ] (اِ مرکب ) شب اول مرگ کسی . (یادداشت مؤلف ). ◄ نان و حلوایی باشد که در شب اول قبر میت به جهت ترویح روح او قسمت کنند. (از برهان ). نان و حلوایی که شب اول میت سر قبر او قسمت میکردند و حالا آن را در بعضی از جاهای ایران شام غریبان گویند. (فرهنگ نظام ) : روز اجل کفن بدرم همچو نان پهن ازبهروصل چلپک و حلوای شب غریب . بسحاق اطعمه . از شمیم نان و حلواهای گرم شب غریب بس بخواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم . بسحاق اطعمه .