شب پوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شب پوش . [ ش َ ] (نف مرکب ) پوشنده ٔ شب . که شب را بپوشد. ◄ (اِ مرکب ) شبپوش . کلاه و طاقیه . تخفیفه ای که شبها بر سر نهند. (برهان قاطع). شب کلاه و کلاهی که شبها بر سر نهند. (ناظم الاطباء). شب کلاه . کلاه شب . کلاه کوتاه که بر سر نهند. (آنندراج ). کلاه و چارقد که در شب پوشند. (فرهنگ نظام ). دستار کوچکی که هنگام خواب و خلوت به سر پیچند و آن از عمامه سبکتر می باشد. (فرهنگ فارسی معین : تخفیفه ). دستارچه ٔ سبکی که شب هنگام برای خوابیدن بر سر میبندند و تخفیفه می گویند، زلف را و قسمتی از صورت را می پوشانند. (دیوان سنایی چ ٢ مدرس رضوی ص ٩٠٩ و ٩١٢) : رخش روزست و ابرو گوشه ٔ روز نهاده ست از برای فتنه شب پوش . سیدحسن غزنوی . از کوی سوار چون درآیی شب پوش بر ابروان نهاده . خاقانی . ◄ برقع. (برهان قاطع). برقعو حجاب زنان . (ناظم الاطباء). برقع. (آنندراج ) : ز مستی بازکرده بند کرته ز شوخی کج نهاده طَرْف ِ شب پوش . سنایی . صد روح درآویخته از دامن کرته صد روز برانگیخته از گوشه ٔ شب پوش . سنایی . چه رسم است این نهادن زلف بر دوش نمودن روز را در زیر شب پوش . سنایی . ای صاحب آن دو زلف کوتاه شب پوش منه تو بر رخ ماه . سیدحسن غزنوی . ◄ لباس شب . (آنندراج ). جامه ٔ خواب که هنگام خواب بر روی کشند. لحاف و بالاپوش . (ناظم الاطباء). لحاف . (برهان قاطع). کسا. ◄ گلیم . ◄ پلنگپوش . (ناظم الاطباء).