واژه جو

شباروزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شباروزی . [ ش َ ] (ص نسبی، ق مرکب ) شبانه روزی . شبانروزی . بمجاز، همیشه . دائماً. پیوسته : رنود و اوباش بسیار بر خود جمعکرد بقصد خلیفه و شباروزی ملازم می بودند. (رشیدی ).

معنی شباروزی | واژه جو