شبح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ بَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- تن، کالبد. ۲- سیاهی جسم که از دور به نظر رسد. ج. اشباح.مترادفها و واژههای مرتبطروح، سایه، سیاهی،شخص، ذاتواژه قبلی: شبتکواژه بعدی: شبدر