شبوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبوب . [ ش َ ] (ع ص، اِ) آنچه بدان آتش افروزند. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). ◄ نیکوگرداننده ٔ چیزی . (شرح قاموس ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ◄ آراینده و قوت دهنده . (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ◄ اسبی که هر دو پای آن از دو دست آن درگذرد. (ناظم الاطباء). ◄ جوان از گوسپند و گاو دشتی . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از شرح قاموس ). ◄ گوسپند و گاو دشتی پیر. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از شرح قاموس ).
شبوب . [ ش ُ ] (ع مص ) برافروختن آتش . (از اقرب الموارد). ◄ رشد و نموکردن . بالیدن . (از اقرب الموارد). ◄ دو دست خود را بلند کردن اسب . (از اقرب الموارد): شَب َّ الفَرَس ُ شِباباً و شَبیباً و شُبوباً؛ نشاط کرد اسب و آن برداشتن هر دو دست باشد معاً. (منتهی الارب ).