شبیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبیب . [ ش َ] (اِخ ) ابن شیبةبن عبداﷲ التمیمی منقری اهتمی ملقب به ابومعمر، از ندیمان خلفای بنی امیه و از دهاة بوده و چون فصاحت بیان داشت او را خطیب خواندندی . در سال ١٧٠ هَ . ق . درگذشت . (از اعلام زرکلی ج ٣ ص ٢٢٩).
شبیب . [ ش َ ] (اِخ ) بطنی است از خزاعة. و محل سکونت ایشان به شام بود. (از معجم قبائل العرب ج ٢ ص ٥٧٩).
شبیب . [ ش َ ] (اِخ ) شاخه ای است از جعیلات از کرفة از اثیج از هلال بن عامر از عدنانیة و در افریقای شمالی میزیسته اند. (از معجم قبائل العرب ج ٢ ص ٥٨٠).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه