شبیرمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبیرمة. [ش ُ ب َ رِ م َ ] (اِخ ) آبی است مر ضباب را به حمی ضریه و یا آبی است مر بنی عقیل را. (از معجم البلدان ).
شبیرمة. [ ش ُ ب َ رِم َ ] (ع اِمصغر) گویا مصغر شُبرُمَه است که نوعی ازگیاه باشد. (از معجم البلدان ). رجوع شود به شبرم .