شبیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبیل . [ ش ُ ب َ ] (اِخ ) قبیله ٔ کوچکی است که نزدیکی جبزان مقر دارند و تعدادشان از هزار نفر تجاوز نمیکند. (از معجم قبایل العرب ج ٢ ص ٥٨١).
شبیل . [ ش ُ ب َ ] (اِخ ) ابن عزرة بن عمیرالضبعی . راویة و خطیب و شاعر و نسابه از مردم بصره . کتابی در غریب لغت دارد ودر آغاز هوادار خوارج بود و سپس از آن رأی عدول کرد. (از اعلام زرکلی ج ٣ ص ٢٣٠). از علماء و خطباء خوارج و قصیدةالغریب از اوست و او تا سال هفتاد رافضی بود سپس به مذهب شراة (صفری ) گروید و در بصره بلاعقب درگذشت . (از ابن الندیم ) (البیان و التبیین ج ١ ص ٢٧١).