شبیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبیه . [ ش َ ] (ع ص، اِ) همانند. مثل . یقال : «هذا شبیه ذاک »؛ این مانند آن است . (از اقرب الموارد). مانند. (متن اللغة) (منتهی الارب ). نظیر. شبه . همچون . همال . تا. چون . ند. همتا. ج، اشباه : نمتک و بسد نزدیکشان یکی باشد از آن که هر دو به گونه شبیه یکدگرند. قریع.