شتات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ) [ ع. ]<BR>۱- (اِمص.) پراکندگی.<BR>۲- (ص.) پراکنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ) [ ع. ] ۱- (اِمص.) پراکندگی. ۲- (ص.) پراکنده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شتات . [ ش َ ] (ع مص ) فرقت . (از ذیل اقرب الموارد). ◄ پراکنده شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (از المصادر زوزنی ). متفرق بودن . (فرهنگ نظام ). ◄ پراکنده کردن . (منتهی الارب ). ◄ (ص ) متفرق و پریشان . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ): جاء القوم شتات َ شتات َ؛ آمدند قوم متفرق و پریشان . (منتهی الارب ). ج، أشتات . (از اقرب الموارد). رجوع به شت شود.