شتان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شتان . [ ش ُ ] (هزوارش، اِ) به لغت زند و پازند به معنی سالها باشد که جمع سال است و به عربی سنین خوانند. (برهان ) (انجمن آرا) (از آنندراج ).
شتان . [ ش َ ] (اِخ ) نام کوهی است در مکه بین کَدا و کُدای و حضرت محمد (ص ) هنگام حج از راه کَداء وارد مکه گردید. (از معجم البلدان ).
شتان . [ ش َت ْ تا ن َ ] (ع اسم فعل ) جداست . (دهار). اسم فعل به معنی بَعُدَ و مبنی است بر فتح و گاهی مکسور شود. (از اقرب الموارد). شتان بینهما (بضم نون بین بنابر فاعل بودن و فتح آن بنابر ظرف بودن )؛ بسیار فرق است میان هر دو. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). چون دور است میان آن دو. (ازمهذب الاسماء). دورند از یکدیگر. (یادداشت مؤلف ).