واژه جو

شترخوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شترخوی . [ ش ُ ت ُ ] (ص مرکب ) شترخو. اشترخوی . کینه ور. بدکینه . رجوع به اشترخوی شود.

معنی شترخوی | واژه جو