شترقربانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شتر قربانی . [ ش ُ ت ُ رِ ق ُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) شتر که جهت نحر در عید قربان آماده کرده باشند. شتر که نحر کردن را باشد به عید قربان . ♦ امثال : مِثل ِ شتر قربانی ؛ بیش از حد آراسته و زودتر از انتظار سپری شده . شتر را قبل از قربانی شدن بسیار آرایش می کرده اند و به همین سبب ممکن است چیزی که در آراستن آن زیاده روی شده یا چیزی که به سرعت نفله و لوطی خور شده است به شتر قربانی تشبیه شود. (از فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ).
شترقربانی . [ ش ُ ت ُ ق ُ ] (حامص مرکب ) شترقربونی (در تداول مردم تهران ). نحر کردن شتری از طرف دولت در عید گوسفندکشان در قربانگاه . (یادداشت مؤلف ). نحر کردن شتری در عید قربان پس از آراستن ودر کوچه و بازار پایتخت گرداندن . قربانی یک شتر در روز عید قربان طبق تشریفات خاص و این امر تا اوایل سلطنت رضاشاه پهلوی معمول بود. (فرهنگ فارسی معین ). ♦ عید شترقربانی ؛ عید اضحی . عید قربان . عید گوسفندکشان . روز دهم عرفه پس از اداء مراسم قربانی کردن یک شتر. (از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی