شترپا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شترپا. [ ش ُ ت ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان چناران بخش حومه ٔ شهرستان مشهد. دارای ٤٧٠ تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات، چغندر و نخود است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
شترپا. [ ش ُ ت ُ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) شترپای . ◄ که پایی همچون پای شتر دارد. دارای پای ضخم وبی اندام . ◄ پای اشتر. سپل . شپیل . رجل الجمل . نام گیاهی که برگ آن به کف پای شتر ماند. (ناظم الاطباء). ◄ کاکوتی . سعتر. رجوع به اشترپاشود. ◄ گل آفتاب گردان . (ناظم الاطباء).