شترکره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شترکره . [ ش ُ ت ُ ک ُرْ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) بچه ٔ شتر. (آنندراج ). شتربچه . (ناظم الاطباء). کره ٔ شتر. صقب . (منتهی الارب ). رجوع به اشترکره شود : شترکره با مادر خویش گفت پس از رفتن آخر زمانی بخفت . سعدی . ابن اللبون ؛ شترکره ٔ دوساله . (منتهی الارب ). سَقب ؛ شترکره .شترکره ٔ نوزاد یا شترکره ٔ نر. فصیل مِلسَد؛ شترکره ٔبسیار مکنده شیر مادر را. (منتهی الارب ). رجوع به شتربچه شود. ◄ موجه ٔ دریا. (ناظم الاطباء).