شتر
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(شَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- برگشتگی پلک چشم. ۲- فروهشتگی پلک پایین. ۳- انقطاع، بریدگی، انشقاق (لب زیرین و غیره). ۴- عیب، نقص.
(شُ تُ) [ په. ] (اِ.) پستانداری است نشخوارکننده از گروه سم داران بدون شاخ با پاهایی که دو انگشت دارد. این حیوان در برابر گرما و تشنگی بسیار مقاوم است. ؛ ~دیدی، ندیدی سفارش به کتمان راز. ~ ؛ ~سواری دولا دولا نمیشه کنایه از: تلاش بیهوده برای پنهان کاری.