شجاعة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شجاعة. [ ش َ ع َ ] (اِخ ) محمدبن هاشم شجاعةعلی لکهنوی الاصل نجفی المولد. از عالمان علم رجال بود. او راست : الکشکول در ١٩ جلد. ارجوزة نظم اللاَّلی . منتخب تلخیص المقال در دو جلد. وی در سال ١٢٤٧ هَ . ق . متولد شد و در ١٣٢٣ هَ . ق . درگذشت . (از معجم المؤلفین ج ١٢ ص ٨٦).
شجاعة. [ ش َ / ش ِ / ش ُ ع َ ] (ع مص ) پردلی و دلیری نمودن . (از منتهی الارب ). دلیر شدن . (المصادر زوزنی ). صرامة. (تاج المصادر بیهقی ). در تداول علماء اخلاق، هیأتی است قوه ٔ غضبیه را که میانه و واسطه باشد بین تهور که طرف افراط شجاعت و ترس که طرف تفریط در شجاعت است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ص ٤٤٨ و ٤٥٩). رجوع به شجاعت شود.
شجاعة. [ش َ / ش ِ / ش ُ ع َ ] (ع ص ) مؤنث شجاع، زن پردل و دلاور در شدت . ج، شِجاع و شُجُع. (منتهی الارب ): امراءة شجاعة؛ یعنی زن باشجاعت . ابوزید نقل کرده است که کلابیین را شنیدم گویند: رجل شجاع و زن را به این وصف نخوانند. (از اقرب الموارد). زن دلیر. (مهذب الاسماء).