شجانیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ دَ) ۱- (مص م.) سرما دادن، سرد کردن. ۲- (اِمص.) سرما خوردن.واژه قبلی: شجامواژه بعدی: شجانیده