شجر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شجر. [ ش َ ] (ع مص ) منازعه کردن قوم در امری . (از اقرب الموارد). اختلاف افتادن . (ترجمان علامه جرجانی ). ◄ بربستن شی ٔ را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ برگردانیدن کسی را از کار و یک سو کردن و بازداشتن و راندن کسی را از کاری . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). واگردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ واکردن دهان را. (منتهی الارب ). باز کردن دهان را با چوب . (اقرب الموارد). ◄ به لگام زدن ستور تا بماند و دهن وا کند. (منتهی الارب ). لگام زدن ستور را تا بازگرداند او را به حدی که دهن خود بگشاید. (شرح قاموس ). ◄ ستون نهادن خانه را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ برداشتن شاخهای فروهشته را از درخت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ کسی رابا نیزه زدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). طعنه زدن به نیزه . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ برسه پایه افکندن چیزی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). چیزی بر سه پایه افکندن . (تاج المصادر بیهقی ).
شجر. [ ش َ ج َ ] (اِ) اسم راتینج است . (مخزن الادویه ). نوعی از راتیانج است که به آتش پخته باشند و او را قیقهر نیز نامند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
شجر. [ ش َ ] (ع اِ) کار مختلف فیه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، اشجار، شجور، شجار. (از اقرب الموارد). ◄ مابین هر دو جای تنگ و جای گرفتگی از پالان . (منتهی الارب ). ◄ زنخ . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). ◄ شکاف دهن وهو مابین اللحیتین یا مؤخر آن . (از منتهی الارب ). مخرج دهان . (از اقرب الموارد). میان دهن . (مهذب الاسماء). ◄ کرانه ٔ دهان . (منتهی الارب ). صامغ. (اقرب الموارد). ◄ آنچه واگردد از محل انطباق دهان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ ملتقای هر دو تندی زیر نرمه ٔ گوش . (از منتهی الارب ). ج، اشجار، شجور، شجار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ شجره نامه . نسب نامه : علوی را که نیست علم علی نقش سودست هر چه بر شجرست . خاقانی . ◄ (ص ) آنچه بلند و ستبر گردد. (از تاج العروس ).