شجعم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شجعم . [ ش َ ع َ ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ). شیر. (مهذب الاسماء). اسد. (اقرب الموارد). ◄ کالبد انسان یا گردن آن . (منتهی الارب ). جسد انسان و به قولی گردن آن و به قولی طویل . و میم در همه ٔ معانی زاید است برای الحاق . (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) درازبالا. (منتهی الارب ). ◄ حیة شجعم ؛ مار کلفت و ستبر و شجعم از صفات مار شجاع است . (از ذیل اقرب الموارد). مار نر. (مهذب الاسماء). ◄ عنق شجعم ؛ گردن دراز استخوانی .(از ذیل اقرب الموارد). ج، شجاعم . (مهذب الاسماء).